باشد . براى همين است كه شيخ الرئيس در توجيه حسن و زيبايى و خير بودن كيفر الهى مىگويد :
لأنّه قد كان يجب أن يكون التّخويف موجودا في الأسباب الّتى تثبت ، فتنفع فى الأكثر و التّصديق تأكيد للتّخويف .
به اين علت ، كيفر و عذاب گنهكاران خير است كه « تخويف بايد در مبادى افعال انسانى موجود باشد تا در مورد بيشتر مردم سودمند باشد و تصديق عملى تأكيدى براى تخويف است » ؛
چرا كه بيم از كيفر ، بيشتر مردم را از گناه بازمىدارد ، آن هم كيفر واقعى كه تصديق عملى تخويف و وعيد است و اگر اين تخويف و تصديق عملى نباشد ، نظام تشريع عاطل و بيهوده خواهد بود و اگر انذار و تبشير به كمك انسان نيايند و او را در راه آرمانى شدن يارى نرسانند ، آفرينش انسان هم جز عبث و بيهودگى نام ديگرى نخواهد داشت .
البته برخى از انسانهاى برجسته - مانند معصومان - خدا را به انگيزهء تقرّب اطاعت مىكنند ، نه به دليل ترس از كيفر و طمع پاداش .
شر اندك و خير فراوان
تصديق عملى تخويف ، براى آنهايى كه استحقاق كيفر پيدا مىكنند ، شر و براى آنهايى كه گوش شنوا و چشم بينا دارند و از تخويفها در راه خودسازى و آرمانى شدن بهره مىگيرند ، خير است ؛ قطعا آنهايى كه چشم و گوش خود را بر تخويفها بسته و به مجازات ابدى گرفتار مىشوند ، اندك و آنهايى كه كموبيش از آنها بهره مىگيرند ، اكثريت دارند .
آيا روا نيست كه به خاطر سود فراوان از سود اندك ، چشمپوشى شود ؟ در حقيقت ، عذاب الهى نسبت به بندگان مطيع ، خير و نسبت به بندگان عاصى ، شرّ است .