بنابراين ، چگونه ممكن است كه خداوند از يكسو به عدل و احسان فرمان دهد و از سوى ديگر ، خود بر خلاف آن ، عمل كند . « 1 »
شيخ الرئيس دربارهء اين اشكال مىگويد :
و لعلّك تقول أيضا : فإن كان القدر فلم العقاب ؛
و شايد تو نيز بگويى : اگر در نظام هستى همهچيز تابع قضاوقدر الهى است ، چرا كيفر ؟
به اين اشكال دوگونه پاسخ مىتوان داد : يكى اينكه آيا قضاوقدر الهى با اختيار انسان سازگار است يا نه و ديگرى اينكه با صرفنظر از سازگار بودن يا سازگار نبودن قضاوقدر با اختيار و آزادى انسان ، آيا كيفر و مجازات با عدل و احسان خداوند ، سازگارى دارد يا ندارد ؟
هرچند شيخ الرئيس ، تنها به پاسخ دوم پرداخته و از پاسخ اوّل صرفنظر كرده است ؛ ولى ما براى كامل شدن مطلب و رفع شبههء ناسازگارى قضاوقدر با اختيار بشر ، هردو پاسخ را مىآوريم .
1 . قضاوقدر و مسئله اختيار
حقيقت اين است كه اعتقاد به قضاوقدر ، هيچگونه منافاتى با اعتقاد به اختيار ندارد .
براى هر عاقلى فرق ميان فعل اختيارى و جبرى روشن است . با اينكه هيچيك از آنها از حوزهء قضاوقدر الهى خارج نيست و اگر كسى بخواهد فرق آنها را انكار كند ، هدفى جز مكابره و عقل ستيزه و مخالفت با بديهيّات ندارد . به گفتهء مولوى :
اينكه فردا اين كنم يا آن كنم * اين دليل اختيار است اى صنم
وانگهى قضاى الهى به فعل اختيارى انسان تعلّق گرفته است و اگر از انسان سلب
هامش
( 1 ) . ر . ك : الحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعه ، ج 7 ، ص 81 - 82 .