برسند ، مگر اينكه دستخوش اجتماعات و برخوردهايى موذى مىشوند . « 1 » و همين طور اجسام حيوانى و امور عالم هستى به خطا و انحرافى منتهى مىشوند كه در امر معاد يا در راه حق زيانبخش است يا شهوت و غضبى غلبه مىكند كه به معاد انسان زيان مىرساند . « 2 »
و قواى مذكور به كمال خود نمىرسند ، مگر اينكه در برخوردها و تصادمها دستخوش خطا يا هيجانى غالب مىشوند .
و اين ، در اشخاص و اوقاتى است كه به مراتب از اشخاص سالم و اوقات سلامت كمتر است . « 3 »
و از آنجا كه اينها در عنايت نخستين ، معلومند ، مانند مقصود بالعرضند .
بنابراين ، شر - بالعرض - داخل در قدر است . گويى - بالعرض - مورد رضاى خالق مىباشد . « 4 »
شرح و توضيح
در اين بخش شيخ الرئيس به حلّ مشكل شرور پرداخته است ؛ چراكه با توجه به اينكه خداوند متعال ، خير محض است ، اين پرسش براى هر انديشورى مطرح است كه چگونه از خير محض ، شرورى صادر شده است .
مشكل شرور ، برخى را به انكار آفريدگار حكيم واداشته است . چنانكه مادّىها به سبب مشاهدهء شرورى به اين ورطه گرفتار شدهاند .
برخى ديگر به سبب مشكل شرور به ثنويت روى آورده و قائل به دو فاعل خير و شر - به نام يزدان و اهريمن يا نور و ظلمت - شدهاند .
هامش
( 1 ) . دومين مثال براى خير غالب است .
( 2 ) . سومين مثال دربارهء انسان است .
( 3 ) . خير هم بر اشخاص انسان غلبه دارد و هم بر اوقات .
( 4 ) . خداوند فاعل بالعنايه است و شرور نسبى و اندك ، مطلوب به الذات نيستند ؛ بلكه مطلوب بالعرضند . اينكه مىگويد : « مانند مقصود بالعرض » براى اين است كه واجب الوجود فاعل بالقصد نيست .