بودن ضررى براى ثبات و عدم تغيّر واجب الوجود ندارد . در حقيقت ، مىتوانيم قياسى بسازيم بدين شرح : واجب الوجود موضوع تغيّر نيست ( صغرا ) .
هرچه موضوع تغيّر نيست ، صفتهاى متغيّر ندارد ( كبرا ) .
واجب الوجود ، صفتهاى متغيّر ندارد .
قياس بالا ، شكل اوّل است . تنها اشكالى كه به آن وارد است ، به لحاظ سالبه بودن صغرا است ؛ ولى اين اشكال قابل حل است ؛ چراكه مىتوان آنرا به صورت موجبهء معدولة المحمول درآورد .
نفى هرگونه صفت متغيّر از واجب الوجود ، مستلزم اين است كه حتّى علم هم به عنوان يك صفت متغيّر از واجب الوجود ، نفى شود ؛ ولى نفى علم به عنوان يك صفت متغيّر ، مستلزم نفى علم بهطور مطلق نيست ؛ چراكه نفى مطلق ، مستلزم نفى مقيّد است ؛ ولى نفى مقيّد ، مستلزم نفى مطلق نيست .
به همين جهت است كه شيخ الرئيس مىگويد :
فالواجب الوجود يجب أن لا يكون علمه بالجزئيّات علما زمانيّا حتّى يدخل فيه الآن و الماضي و المستقبل ، فيعرض لصفة ذاته أن تتغيّر ؛
لازم است كه علم واجب الوجود به جزئيّات ، علم زمانى نباشد ، تا حال ، گذشته و آينده در آن داخل شود و تغيّر ، عارض صفت ذاتش گردد .
آنچه بر خداوند ممتنع است ، علم متغيّر زمانى است كه به حال ، گذشته و آينده متّصف مىشود و در نتيجه ، صفت ذات - يعنى صفت حقيقى ذات اضافه - دست خوش تغيّر و ديگرگونى مىشود .
اگر او ديروز نداند و امروز بداند و فردا نداند يا در گذشته بداند و امروز و فردا نداند يا فردا بداند و امروز و ديروز نداند ، علمش متغيّر است . تغيّرات علم ، معلول تغيّرات معلوم است . ساعت پيش نمىدانستيم كه زيد كجاست ؟ اكنون مىبينيم كه وارد اتاق شد . پس عالم شديم . ساعت بعد از اتاق خارج مىشود و نمىدانيم كجا
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 307
مساهمون: احمد بهشتى
ص٣٠٧