و كثرت لوازم اضافى و غيراضافى و كثرت سلوب ، بر واجب الوجود عارض مىشود و به سبب آن ، كثرت اسما ، پديد مىآيد ؛ « 1 » ولى اينها در يگانگى ذات ، تأثيرى ندارند .
شرح و توضيح
اكنون شيخ الرئيس با توجه به مطالب گذشته ، مىخواهد به اشكالى كه ممكن است به ذهن برخى بيايد و در حدّ يك پندار بيشتر نيست ، پاسخ بگويد .
اشكال :
واجب الوجود نه تنها از كثرت خارجى و تعدّد ذاتها ، منزّه است ، « 2 » بلكه از داشتن اجزا و كثرت داخلى نيز منزّه است . « 3 »
ولى با توجه به دو مطلبى كه شيخ الرئيس در همين نمط بيان كرده ، ناگزير است كه صورتهاى معقول را داخل در ذات واجب بداند و آنها را به عنوان اجزاى ذات پذيرا شود . آن دو مطلب ، بدين شرح است :
1 . اتحاد عاقل و معقول و اتحاد معقولها با يكديگر جايز نيست . « 4 »
2 . واجب الوجود تمام موجودهاى ممكن را تعقّل مىكند « 5 » و اين ، مطلبى است كه نه تنها عقل فلسفى مشّا ، عقل اشراقى اشراق و عقل تعالى يافتهء صدرايى پذيراى آن است ، بلكه مورد تأييد و پشتيبانى وحى نيز مىباشد ؛ چنانكه قرآن كريم مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . در اينجا به رمز كثرت اسماى واجب الوجود اشاره كرده كه در عين كثرت ، با وحدت ذات حق منافات ندارند .
( 2 ) . ر . ك : هستى و علل آن ، فصل 18 .
( 3 ) . ر . ك : همان ، فصل 21 .
( 4 ) . ر . ك : همين نمط ، فصلهاى 7 و 8 .
( 5 ) . ر . ك : همين نمط ، فصل 15 .