كلّ واحد من الوجهين قد يجوز أن يحصل من سبب عقليّ مصوّر لموجود الصّورة في الأعيان ، أو غير موجودها بعد في جوهر قابل للصّورة المعقولة ؛
هر يك از دو قسم فعلى و انفعالى جايز است كه از سببى عقلى باشد كه صورت موجود در خارج را در جوهرى كه صورت معقول را مىپذيرد ، تصوير كند .
شيخ الرئيس تعبير به « تصوير » كرده و فيّاض صورتهاى علمى فعلى و انفعالى را « مصوّر » ناميده است . مقصود او همان افاضهء صورت علمى است . در حقيقت ، مصوّر با افاضهء صورت علمى به قابل ، تصويرگرى كرده است . در قرآن كريم هم فعل تصوير به خداوند قدير ، نسبت داده شده است . « 1 » بىشك ، منظور از تصوير ، افاضهء صورت است .
علم حصولى ذاتى
همانگونه كه نفس ، قابل صورتهاى عقلى است ، واجب الوجود و سلسلهء عقول طولى و مجرّدات تامّ ، نيز فاعلند . نه تنها فاعل صورتهاى عقلىاى كه نفس آنها را مىپذيرد ؛ بلكه فاعل صورتهاى عقلىاى كه - به قول مشّاييان - در ذات خود آنها مرتسم است ، نيز مىباشند .
از نظر مشّاييان ، واجب الوجود ، هم فاعل صورتهاى مرتسم خويش است و هم قابل آن . عقول نيز چنينند و البته اين مطلب ، منشأ اشكال و بلكه اشكالهايى شده است كه در جاى خود مطرح خواهد شد . « 2 »
شيخ الرئيس دربارهء اين قسم از علم حصولى - كه برخاسته از ذات مجرّدات تامّ است - مىگويد :
هامش
( 1 ) .صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ *، فاطر ( 35 ) آيهء 64 .
( 2 ) . ر . ك : همين نمط ، فصل هفدهم .