بلكه همان ادراك فعلى است .
شيخ الرئيس پس از بيان ادراك انفعالى دربارهء ادراك فعلى مىگويد :
و قد يجوز أن تسبق الصّورة أوّلا إلى القوّة العاقلة ثمّ يصير لها وجود من خارج ، مثل ما تعقل شكلا ثمّ تجعله موجودا ؛
جايز است كه صوت ، نخست به سوى قوّهء عاقله پيشى گيرد ، آنگاه در خارج موجود شود . مانند اينكه شكلى را تعقّل كنى ، آنگاه در خارج به وجودش آورى .
دفع يك توهّم
ما براى علم حصولى انفعالى ، بلكه فعلى ، به ادراكهاى حسى مثال زديم ؛ ولى شيخ الرئيس محور تقسيم خود را در ادراكهاى عقلى قرار داده و از صورتهاى عقلى و قوّهء عاقله سخن به ميان آورده است .
در مورد ادراكهاى انفعالى ، هرچند در درجهء اوّل ، حواسّ انسان از شىء خارجى تأثّر مىپذيرند ، ولى بنابر رأى حكماى مشّا ، از همين مدركهاى حسّى از راه تجريد و انتزاع ، صورتهاى عقلى به دست مىآيد . بنابراين ، صورتهاى عقلىاى كه ريشه در ادراكهاى حسى انفعالى دارند تابع اصل و ريشهء خود بوده و علم انفعالى شمرده مىشوند .
و اما ادراكهاى فعلى ، زاييدهء انفعالهاى حسى نيستند ؛ بلكه ممكن است نتيجهء متصرّف قوّهء خيال باشند و چون سروكار قوّهء خيال نيز با جزئيّات است ، باز هم قوّهء عاقله از راه تجريد و انتزاع از صورتهاى جزئى به صورت عقلى كه كلى و عامّ است ، مىرسد .
بنابراين ، در تعبير شيخ الرئيس كه صورتهاى عقلى را محور قرار داده ، اشكالى وجود ندارد .
وانگهى شيخ الرئيس حق دارد كه صورتهاى عقلى و قوّهء عاقله را محور قرار