و گاهى جايز است كه صورت عقلى - أوّلا - به سوى قوّهء عاقله پيشى گيرد ؛ آنگاه وجود خارجى آن پديد آيد . مانند اينكه شكلى را تعقّل كنى ، آنگاه آنرا به وجود آورى . « 1 »
واجب است كه آنچه واجب الوجود ، از كلّ موجودات تعقّل مىكند ، بر وجه دوم باشد . « 2 »
شرح و توضيح
در نخستين فصل از بخش سوم اين نمط كه دربارهء علم واجب است ، شيخ الرئيس دربارهء يكى از تقسيمهاى علم بحث مىكند .
علم را مىتوان از جهات گوناگونى تقسيم كرد . ما اين تقسيمها را به منظور تكميل آگاهى خوانندگان در اينجا مىآوريم و آخرين تقسيم را تقسيم مورد نظر شيخ الرئيس در اين فصل ، قرار مىدهيم .
1 . علم حضورى و حصولى
علم حضورى ، يعنى حضور خود معلوم در نزد عالم ، چه اينكه معلوم ، خود عالم باشد ، يا چيز ديگر .
علم حصولى ، يعنى حصول صورت يا مفهومى از معلوم در نزد عالم .
مقصود ما از صورت ، معقول اوّل و مقصود ما از مفهوم ، معقول دوم فلسفى است .
2 . علم حضورى واجب و ممكن
از آنجا كه علم واجب به ذات خويش ، عين ذات است ، علم حضورى وى ،
هامش
( 1 ) . اين قسمت دربارهء علم فعلى است .
( 2 ) . واجب الوجود از هرگونه انفعال و تأثّرى منزّه است . بنابراين ، علم او فعلى است نه انفعالى .