تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامه ها و اسناد سياسى ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢

نامه به ميرزا لطف اللَّه

پاريس : 1301 هنور ديده ميرزا لطف‌اللَّه مكتوب تو كه كاشف بر حسن طويّت و طهارت سريرت و لياقت و استعدادات فطريّه بود رسيد ، بسيار خوش شدم . خصوصاً عبارات آن كه در نهايت انسجام و غايت ارتباط بود ، بامراعات تشبيهات عنيقه و استعارات بديعه . آفرين برتو باد . جوانان را ادب زيب و زيور كمال است . معهذا نبايد بدين اكتفا نمود ، چون قناعت به حدى از درجات كمال ، با وصف اينكه او را حد و پايانى نيست ، از دون همتى و پست‌فطرتى است . نوشته بودى براى زيارت من مىخواهى به پاريس بيايى ، چنانچه جهت زيارت من مىآيى ، بايد مطيع امر شده صبر نمايى . حال موقع نيست ، زمان مناسب ديده ترا خواهم طلبيد والّا هرگاه خلاف امر نموده بيايى ، به عظمت حق سوگند است كه مرا در شهر پاريس نخواهى ديد . ياران زنده را سلام برسان ، مكارم اخلاق ناصرى را مطالعه كن . جمال الدين الحسينى