8
شش نامه به : سيدهادى روحالقدس ، ميرزالطفاللَّه اسدآبادى ، ناصرالدين شاه ، بلنت و مولوى محمدعضدالدين
نامه به حاج سيد هادى روحالقدس اسدآبادى
سيدهادى جان من مكتوب تو به سمّو معانى و رشاقت الفاظش حقيقتاً چون بُستانى بود كه عيدان اشجار ملتفهاش به انواع ازهار مرصّع باشد ، ولى صد حيف كه مسالك بين اشجار همه مملو بود از قبور خاويه وعظام باليه وجثث قتلى و سيل دماء كه نگاه كردنش موجب كراهت و تصورش سبب نفرت مىگرديد و نتن رائحهء اينها قوهء شامّه را از استشمام آن انوار و ازهار ، باز مىداشت .
والسلام
جمال الدين الحسينى