جملهها و مطالب مشكل آن دارد و بنا بر اين شرح تمام نهج البلاغه نيست . شايد به همين جهت باشد كه بيهقى در ابتداى شرح خود - معارج - تصريح كرده كه شرح او اوّلين شرح نهج البلاغه است - يعنى اوّلين شرح كامل و تمام - . و الّا به تصريح خود بيهقى ، امام وبرى مقدّم بر وى بوده است .
2 . شرح بيهقى
، على بن ابو القاسم زيد بن الحاكم ، در گذشته به سال 565 ق . نام اين شرح معارج نهج البلاغه و زمان تأليف آن به سال 552 ق است . محدّث نورى در كتاب مستدرك الوسائل ( 1 ) بيهقى را به عنوان نخستين شارح نهج البلاغه معرّفى كرده و صاحب وقايع الأيّام و سيّد شهرستانى نيز در اين رأى به ايشان اقتدا كردهاند . نسخهاى از اين شرح در كتابخانهء فاضليهء خراسان موجود است .
3 . شرح قطب راوندى
، سعيد بن هبة اللّه ، در گذشته به سال 573 ق .
ابن ابى الحديد در مقدمّهء شرح خود گويد : « پيش از من ، قطب راوندى به شرح اين كتاب پرداخته است . » به گفتهء آقاى جواهر الكلام نسخهاى از اين شرح در كتابخانهء سلطنتى تهران موجود است .
4 . شرح ابن ابى الحديد
، عزّ الدين عبد الحميد بن هبة اللّه بن محمّد بن ابى الحديد معتزلى ، در گذشته به سال 655 ق ، از مشاهير ادبا و متكلّمان قرن 7 ق .
اين شرح مفصّل و مشهور ، مشتمل بر لغات غريب و اسلوبها و قواعد معانى و بيان ، نظم و نثرهايى مانند عبارات كتاب است و در آن حكايات تاريخى و مقامات عارفين و تشريح توحيد و عدل ذكر شده است . اين شرح بيشتر جنبهء كلامى دارد .
5 . شروح ابن ميثم
، كمال الدين ميثم بن على بن ميثم بحرانى ، در گذشته به سال 679 ق . از علما و حكما و عرفاى اماميه در قرن 7 ق .
ابن ميثم سه شرح كبير ، وسيط و صغير دارد . وى در شرح كبير ، معانى لغات را با اشاره به قواعد صرفى و نحوى و معانى و بيان ذكر كرده است و مطالب كلامى و حكمى
هامش
( 1 ) ج 3 ، ص 513