در « نهج » آمده است ، چنان كه فرموده : « و اعتبروا بالآى السواطع و ازدجروا بالنذر البوالغ » خ 85 118 عبرت گيريد با آيههاى پر نور و روشن از گناهان كنار شويد با انذارهاى بالغ و رسا . در لغت آمده : نذير اسم است به معنى انذار ، على هذا « نذر » در كلام امام عليه السلام جمع نذير است به معنى انذار .
به خوارج فرمود : « فانا نذير لكم ان تصبحوا صرعى باثناء هذا النّهر و باهضام هذا الغائط على غير بينة من ربّكم » خ 36 80 ، من شما را انذار كنندهام از اينكه بشويد مقتولان و افتادگان در وسط اين نهر و در راستههاى اين گودى بدون دليلى از پروردگارتان .
نزح
: ( مثل عقل ) دور شدن :
« نزح الشى ء نزحا : بعد »
آن فقط يك بار در « نهج » آمده است به معاويه مى نويسد : « و قد اتانى منك كتاب ذو افانين من القول . . . و ترفيّت الى مرقبة بعيدة المرام نازحة الاعلام تقصر دونها الانوق و يحاذى بها العيوّق » نامهء 65 456 ، نامهاى از تو به من رسيد در هم و بر هم ، جائى را براى خود در نظر گرفتهاى كه رسيدن به آن دشوار است و نشانههايش ناپديدار . عقاب دور پرواز به آن نتواند رسيد و در بلندى مانند ستارهء عيوّق است گوئى منظور خلافت شام است كه معاويه مى خواست . رجوع شود به « عوق - عيّوق » .
نزر
: ( مثل عقل ) و نزور : قلّت و كمى ، در لغت آمده :
« نزر نزرا و نزورا : قلّ »
از اين لفظ فقط يك مورد در « نهج » آمده است ، در خطبهء همّام در وصف متقين فرموده : « خاشعا قلبه ، قانعة نفسه منزورا اكله سهلا امره » خ 193 305 ، قلبش ترسان ، نفسش قانع خوراكش كم ، كارش آسان است .
نزع
: كندن
« نزع الشى ء من مكانه : قلعه »
مخاصمه و مجادله را نزاع و تنازع گفتهاند كه طرفين يكديگر را جذب و قلع مىكند از اين ماده مواردى در « نهج » آمده است ، در حكمت 425 فرموده : خداى را بندگانى است كه براى نفع مردم به آنها نعمت داده است ، تا بذل مى كنند ، در دست آنها نگاه مى دارد و چون منع كردند از آنها مى گيرد و به ديگران مىدهد : « فاذا منعوها نزعها منهم ثم حولّها الى غيرهم »