حرم و بسقت فى كرم » خ 94 139 ، شجره و نسل و خاندان او بهترين خاندان است كه در حرم الهى روئيده و در بزرگوارى بلند شده است .
و در وصف انبياء فرموده : « و اقرّهم فى خير مستّقر تناسختهم كرائم الاصلاب الى مطهّرات الارحام » خ 94 139 ، آنها را در بهترين قرارگاه قرار داده و از اصلاب بزرگوار به رحمهاى پاك منتقل مى كرد
. « تكرمه » اكرام كردن و عظيم شمردن است : « و عهد وصيتّه اليهم . . . و الخنوع لتكرمته » خ 1 42 ، خداوند وصيت خويش را به ملائكه بيان كرده در خاشع شدن به عظيم شمردنش .
« اكارم » ظاهرا جمع كريم است ولى در لغت پيدا نشد . آن حضرت در تسليت به اشعث بن قيس فرمود : « ان صبرت صبر الاكارم و الّا سلوت سلّو البهائم » حكمت 414 يعنى اگر صبر كردى آن صبر آزادگان است و گرنه مانند حيوانات مصيبت را بالاخره فراموش خواهى كرد
.
كره
: ( مثل عقل و قفل ) ناپسند داشتن و امتناع .
در قاموس و مفردات و مصباح آمده « كره » به فتح اوّل ناپسندى و مشقتى كه از خارج وارد مىشود و به ضمّ اول مشقّتى است كه از درون نفس آدم باشد
. « كراهية » نيز مصدر است به معنى ناپسند داشتن ، موارد زيادى از آن در « نهج » آمده است دربارهء مرگ خويش بعد از ضربت ديدن فرمود : « و الله ما فجأنى من الموت وارد كرهته و لا طالع انكرته » نامهء 23 378 به خدا قسم از مرگ چيزى كه ناپسند داشتم بر من نيامد ، و نه ظاهر شوندهاى كه باورش را نداشتم .
« اكراه » اجبار و مجبور كردن ، چنان كه فرموده : « افضل الاعمال ما اكرهت نفسك عليه » حكمت 249 ، افضل اعمال عملى است كه خودت را بر آن مجبور كردهاى « تكاره » دشمن داشتن و مكروه داشتن به بعضى از فرماندهان نوشته : « فان المتكاره مغيبه خير من مشهده و قعوده اغنى من نهوضه » نامهء 4 366 آنكه چيزى را ناخوش دارد ، غائب بودنش بهتر از حضور و نشستن اش بهتر از قيام است « كرائه الامور » خ 93 كارهاى ناپسند
.