و لا تغيرون و تغزون و لا تغزون » خ 27 70 ، به شما شبيخون زده مىشود و شما شبيخون نمى زنيد ، مورد جنگ واقع مىشويد ولى جنگ نمى كنيد . و در همان محل به يارانش فرمايد : « و تخاذلتم حتّى شنّت عليكم الغارات و ملكت منكم الاوطان » ذلت اختيار كرديد ، تا حملهها از هر جانب به شما روى آورد و شهرهايتان اشغال گرديد
. اغوار : جمع غور به معنى نشيب و گودى است ، آن حضرت در نامه 62 454 كه به معاويه نوشته قول شاعر بنى اسد را شاهد آورده كه گويد :
مستقبلين رياح الصيف تضربهم * بحاصب بين اغوار و جلمود
استقبال كنند بادهاى تابستانى را كه مى زنند آنها را با سنگريزهها ميان دشتهاى نشيب و سنگهاى سخت .
« غيران » جمع غار ، در رابطه با علم خداوند فرموده : « و منقمع الوحوش من غير ان الجبال و اوديتها و مختباء البعوض بين سوق الاشجار و الحيتها » خ 91 134 و عالم است به محل پنهان شدن وحوش در غارهاى كوهها و درهّهاى آنها و عالم است به مخفيگاه پشههاى ريز ميان ساقههاى درختان و پوستهاى آنها .
غوص
: فرو رفتن در آب .
راغب گويد : فرو رفتن در آب و بيرون آوردن چيزى
. و آن دو بار در « نهج » آمده است در رابطه با معرفت خداوند فرموده : « الذى لا يدركه بعد الهمم و لا يناله غوص الفطن » خ 1 1 خدائى كه همّتهاى عالى كند ذاتش را درك نتواند كرد و انديشه ژرف و عميق زيركان به حقيقت ذاتش نتواند رسيد غوص فرو رفتن و انديشه كردن است « غائص الفهم » حكمت 31 فهم و درك عميق
.
غوط
: غائب شدن .
غاط الرجل فى الوادى : « غاب فيه »
به معنى كندن و وارد شدن نيز آمده است « غائط » زمين گود و مطمئن و چون عرب براى قضاى حاجت به چنان محل مى رفتند به همان مناسبت به مدفوع غائط گفته شده . و آن فقط دو بار در « نهج » آمده است ، آن حضرت به خوارج فرمود : « فانا نذير لكم ان تصبحوا صرعى باثناء هذا النهر و باهضام هذا الغائط » خ 36 80 من شما را مى ترسانم از اينكه به صورت كشتهها در اثناء اين رودخانه و در بطون اين درهّ ( اين گودال بزرگ ) افتاده باشيد
، دربارهء قرآن فرموده : « فهو معدن الايمان و بحبوحته . . . و اودية الحق و غيطانه » خ