عسف
: ميل و انحراف :
« عسف الطريق و عن الطريق : مال عنه »
همچنين است تسعّف و اعتساف . هفت مورد از آن در « نهج » ديده مىشود « فانّ الجاهل المتعلّم شبيه بالعالم و انّ العالم المتعّسف شبيه بالجاهل المتعّنت » حكمت 320 نادان علم آموز شبيه عالم است و عالم منحرف مانند جاهل متكلّف مى باشد .
به زياد بن ابيه كه از كارگزارانش بود فرمود : « و احذر العسف و الحيف فانّ العسف يعود بالجلاء و الحيف يدعو الى السيف » حكمت 476 از انحراف و ظلم پرهيز كن كه انحراف به اختلاف منجرّ مىشود و ظلم مردم را به قيام وا مى دارد
.
عسكر
: جمع شدن . قشون و بسيار از هر شى ء در اصل فارسى است :
« العسكر : الجمع و الجيش و الكثير من كلّ شى ء فارسىّ »
اين لفظ چهار بار در « نهج » آمده است ، در جواب آنكس كه گفت ايكاش برادرم در بصره مى بود و پيروزى شما را مى ديد فرمود : « و لقد شهدنا فى عسكرنا هذا اقوام فى اصلاب الرجال و ارحام النساء سيرعف بهم الزمان و يقوى بهم الايمان » خ 12 54 .
( نه تنها برادر تو بلكه ) در اين لشكر ما حاضر شدهاند اقوامى كه فعلا در صلب پدران و شكم مادران هستند ، گذشت زمان آنها را به وجود مى آورد و ايمان با آنها تقويت مىشود « معسكر » : به صيغه مفعول لشگرگاه نامهء 11 « معسكر » به صيغهء فاعل : آنكه اردو مى زند و لشكر فراهم مى آورد ح 182 ، در مقام موعظه فرموده : « اين الذين . . . عسكروا العساكر و مدّنوا المدائن » خ 182 263 كجا رفتند آنهائيكه لشكرها فراهم آوردند و شهرها ساختند
.
عسل
: اين كلمه سه بار در « نهج » ديده مىشود ، در حكمت 400 فرموده : « العسل نشرة و الركوب نشرة و النظر الى الخضرة نشرة » نشرة بر وزن حمره : دوا ، معالجه كننده و شفاعت يعنى : عسل و سوار شدن و نگاه به سبزى دوا و معالجه هستند در لغت آمده :
« النشرة : عوذة يعالج بها المريض و المجنون »
. دربارهء بهشت فرموده : « و يطاف على نزّالها فى افنية قصورها بالاعسال المصفّفة و الخمور المرّوقة » خ 165 239 بر اهل بهشت در ساحت قصور آن عسلهاى صاف شده و خمرهاى خالص ، گردانده مىشود « صفق » به معنى صاف شدن است