زآنكه عاشق از دم نقد است مست . . .
سهل است مرا به سر خنجر بودن . . . 67
صد هزار آئين دارد شاهد مقصود من . . . 32
گفت مستانه عيان آن ذو فنون . . . 59
مصدر به مثل هستى مطلق باشيد . . . 22
مطربم سر مست شد انگشت بر رق مىزند . . . 60
من آنچه شرط بلاغ است با تو مىگويم . . . 100
منم اللَّه و در عين كمالم . . . 57
نخستين باده كاندر جام كردند . . . 69
نيست كامل در جهان آن كس كه دريا عين اوست . . . 58
هر دم به لباس دگر آن يار برآمد . . . 24
هستى كه در او ظهور آيات حق است . . . 23
همچو آب است اين سخن به جهان . . . 34
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى ) — صفحة تنبيه الغافلين 122
مساهمون: محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
صتنبيه الغافلين ١٢٢