است « 1 » .
وفاضل ابن اثير شافعى گفته است كه : گمان غلطى كردهاند رافضيان كه سيّد ما عمر مخنَّث بوده ، دروغ گفتهاند كه لعنت خداى بر آنها ، و لكن آزارى داشت كه دواى آن آب مرد بود « 2 » انتهى .
ومؤيّد اين مرام آن است كه : از اخبار ائمهء اطهار مستفاد مىگردد كه لفظ « امير المؤمنين » مخصوص همان حضرت بود مانند اختصاص لفظ « اللَّه » و خدا به جناب اقدس الهى ، ولفظ « خاتم النبيّين » به حضرت رسالت پناهى ، حتى آنكه جايز نيست اطلاق امير المؤمنين بر حسنين و ساير اولاد امجاد آن حضرت ، هر چند كه صاحب سلطنت ظاهريّه شوند ، وبغير از على هر كس كه قبول كند كه به او امير المؤمنين گفته شود پس ولد الزّنا يا منكوح الدّبر خواهد بود « 3 » .
وميان اهل سنّت وشيعه متّفق عليه است - چنانچه سيوطى شافعى تصريح نموده - كه اوّل كسى از خلفا كه مسمّى به امير المؤمنين شد و آن اسم را بر خود قبول نمود
هامش
( 1 ) - انوار نعمانية : 1 / 63 .
( 2 ) - انوار نعمانية : 1 / 63 .
( 3 ) - عيّاشى : 1 / 302 ، انوار نعمانية : 1 / 63 .