به هر حال ايشان گويند : دو حجاب است يكى نورى ودوّم نارى ، وگويند : حجاب نورى : مشغوليت به اكتساب صفات حميده چون شوق وتوكّل وتسليم و مراقبت و انس ووجد وسماع وحال ، وحجاب نارى : مشغوليّت به افعال شيطانى چون فسق وفجور وحرص وشهوت و امثال آن « 1 » .
وگويند كه : مرد بايد كه در رضا وتسليم و مراقبت ووجد وتوكّل كوشد ، كه اگر چه اين نيز حجاب است ، امّا آخر در اين پرده دوست ديده شود ، وحال آنكه معنى رضا وتسليم و مراقبت وتوكّل را نيافتهاند ، وگويند : نه اميد رحمت ولطف خدا بايد داشت ، و نه بيم از عذاب وعقاب او ، و ديگر گويند : هر چه در عالم واقع مىشود نتيجهء نور ونار است ، و اين بعينه « 2 » مذهب ديصانيه از مجوس [ است ] كه به نور ونار قايلند « 3 » .
فرقهء هفدهم باطنيّهاند
ايشان دعواى علم باطن كنند - مانند تلقينيّه - وديوانگان را صاحب باطن دانند ، وايشان را مجذوب نام كنند ، و به غايت دوست دارند - مانند ولائيّه وحبيبيّه - وگويند : هر چيزى از عبادات معنىاى دارد آن را نداند الّا
هامش
( 1 ) - تبصرة العوام : 48 .
( 2 ) - يعنى : همان .
( 3 ) - حديقة الشيعة : 585 .