وسيلهء لهو وواسطهء فريب دادن مردمان گردانند ، وزرّاقانه « 1 » سخن گويند ، واستجلاب قلوب عوام كالانعام به آن سخنان نمايند ، و شكم پرستان در پى خود اندازند ، و از مردمان به ابرام « 2 » يا به فريبندگى گيرند ، و به خوردِ آن شكم پرستان دهند .
و بعضى از ايشان باشد كه به خانههاى مردمان روند و آن شكم پرستان را با خود برند و تا شكم ايشان پر نشود از آن خانه بيرون نروند ، و اگر ايشان را بزنند خود البته طوف « 3 » خانهها كنند خصوصاً خانههاى ظالمان .
و بعضى از اين فرقه باشند كه : در بازارها گردند ، و در گوشهء دكّان اهل بازار نشينند وبازاريان را از كسب و كار و خريد وفروخت بدارند ، و خبث « 4 » وغيبت علماء و مردم ديندار كنند ، و آن بيچارگان نادان را به وسوسه از راه برند ، وايشان را با علماى ديندار دشمن سازند .
وجمعى از كاهلان و بى دينان به جهت آنكه به واسطهء آن فريبندگان آشها وحلواها خورند در رواج دادن بازار فريبندگى آن خسيسان كوشند ، و به هر جا كه رسند تعريف
هامش
( 1 ) - زيركانه .
( 2 ) - اصرار وپافشارى .
( 3 ) - گردش كردن در اطراف چيزى طواف كردن .
( 4 ) - خبث : زشتى وپليدى .