كرد ، و تمام مملكت مكسكو را به تصرف خود درآوردند « 1 » ، و به انديشهء آنكه ساكنان آن ملك سركشى كنند همه را از مرد و زن آنچه كه به دست آمدند به ظلم تمام بكشت ، و كسانى كه خبردار شدند گريخته به جايهاى دور و دراز به جنگلها و بيشهها پناه جستند ، چنانچه تا حال مبلغى از اولاد ايشان در كوهها و جنگلها مىباشند ، و هنگامى كه « فرماندو كارنر » و ديگر « 2 » سرداران اسپين ملك را از ساكنان اصلى پرداختند و صاف كردند ، زنان و مردان و رعايا و اهل حرفه از اسپين طلبيده شهرها و آبادىها به طور خود ساختند ، و آنجا مقيم گشتند ، و به مرور ايّام تمام ملك مكسكو آباد شد ، و ملك ديگر كه « ميسر دست » نام دارد نيز گرفتند ، چنانچه مردمان اسپين در اين وقت با حشمت و شكوه بر تمام امرقه جنوبى مستوليند « 3 » .
بلاد امرقهء جنوبى « 4 »
امرقهء جنوبى عبارت از ملك وسيع و زرخيز « 5 » ، و امصار آن مكسكو و « نره فرماند » و « سبر » و « جيلى » و « لبلانه » و جزاير آن « كوپا » و « اسپانيوله » و « بورلو » و « نيكو » و « ترينيداد » و « مادكاسا » و « حوان فرماندنر » و غيرهااند ، و ملك مكسكو در طول يكهزار كروه و عرضش سهصد
هامش
( 1 ) درآورد : « الف » .
( 2 ) ساير : « الف » .
( 3 ) مستولى شد : « الف » .
( 4 ) عنوان : در « ب » نيامده است .
( 5 ) است : « ب » .