و در اين جزو زمان كسانى كه نسبت آنها به آن سلسله مشهور است ، تمام از اولاد دخترىاند ، و اغلب از احفاد فاضل ربّانى خليفه سلطان - قدس سرهاند - كه مؤلّف حاشيهء « معالم الاصول » و غيره است ، و به دامادى آن سلسله مفتخر و سرافراز بود ، بهجهت تذكرهء آيندگان و عدم خلط انساب نگارش شد .
مدّت سلطنت صفويّه
و از نوادر اتّفاقات آن است كه شيخ مرحوم مدّت دولت سلاطين صفويه را در لفظ « صفويون » يافته است ، زيرا كه خروج خاقان سليمانشان شاه اسماعيل از لاهيجان اگرچه در نهصد و چهار است [ 904 ] است اما جلوسش بر سرير سلطنت در دار السلطنهء تبريز به تاريخ نهصد و هفت [ 907 ] رويداده ، و خلع عبّاس ميرزا از نام سلطنت و جلوس نادر شاه در يك هزار و يكصد و چهل و هشت [ 1148 ] است ، پس « 1 » مدّت سلطنت سلسلهء عليّهء صفويّه دويست و چهل و دو [ 242 ] سال تمام خواهد بود كه با عدد « صفويون » مطابق است .
القصّه : طهماسب قليخان مخاطب به نادر شاه كه مردى عارى از نسب و حسب پادشاهانه بود به زور همت و حزم و شجاعت و عزم از حضيض نوكرى و چاكرى به مرتبهء پادشاهى و سرورى رسيد ، و شاه طهماسب - چون محمّد شاه - به علّت اشتغال به طرب و عشرت و مساهله در امور سلطنت ، مخذول و منكوب گرديد ، و تفصيل اين مراحل در كتب سير مسطور است .
هامش
( 1 ) پس : در « د » نيامده است .