زمستان « 1 » به حصول مىپيوندند .
القصّه : در « انگلاند » « 2 » آنچه از نباتات و حيوانات و گل و رياحين كه موجب پرورش و تفريح طبع انسان است بهخوبى و كثرت پيدا مىشود ، و اشياء مصنوعهء هند و امرقه و روم و شام و چين و ايران و ديگر ملكهاى جهان را سوداگران و تجّاران هر ديار و هر قوم بر جهازها بار كرده به آن جزيره مىبرند ، و هميشه بهارزانى و آسانى بدست مىآيند .
و اهالى « انگلاند » از كثرت تجارت و بيع و شراى اجناس ملك خود و امصار ديگر اكثر متموّل و صاحب دولت مىباشند ، و اكثر چيزهاى آن ملك با نام است ، خصوص « بانات » يعنى ماهوت از هر رنگ و اقمشهء ابريشمى ساده و زرد و غيره ، و توپ و تفنگ و شمشير و انواع اسلحه و آبگينههاى بزرگ و كلان ، و تصاوير از قلم سياه و رنگآميزى گوناگون ، و ظرفهاى شيشه و بلورين ، و دوربين خورد و بزرگ ، و ساعت فرنگى كه آن را در هند « كهرى » نامند ، اينهمه به خوبترين وجه مىسازند ، و در تمام ممالك آفاق مىفرستند ، و زر و اشياء نفيسهء مطلوبهء هر « 3 » ملك را در عوض آنها مىستانند .
و در ملك « انگلاند » اسبان نيك و گاوان خوب و بز و ميش و آهو و هر جانورى از قسم چرنده و پرنده بسيار است ، و اسب به افراط مىشود ، و با وجود گاوان ؛ شخم و كشتكار را با اسبان مىكنند ، و در آنجا حيوان « 4 » موذى از
هامش
( 1 ) زمستانى : « الف » .
( 2 ) انگلند : « الف » .
( 3 ) از هريك تا خوب : در « ب » نيامده است .
( 4 ) حيوانات : « ب » .