اگر در سفر بهرهء مادى نباشد توانائى انديشه را افزون مىكند .
گو اينكه بشر به حكم غريزه و شعور انسانى مصلحت و ضرورت بسيارى از امور را درك مىكند ولى قرآن و وحى الهى و همچنين پيامبران و ائمهء طاهرين عليهم السّلام بنابر وظيفه ارشادى در كلماتى بسيار زيبا و گويا اين ارتكاز را گشوده و با بيانات شيرين و پر حلاوت خود آنچه را كه در مكنون خاطر و ضمير آدمى نهفته است ابراز مىدارند ، و از آن جمله است سيروسفر و نياز مادى و معنوى انسان به مسافرت ، و سخنانى كه در متون اسلامى پيرامون آن به دست ما رسيده است .
چنانچه از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه فرمودند :
في حكمة آل داود : « ان على العاقل ان لا يكون ظاعنا الّا في ثلاث : تزوّد لمعاد ، او مرمة لمعاش ، او لذة في غير محرّم » « 1 » .
در نصايح آل داود چنين آمده كه : انسان عاقل براى سه هدف به سفر مىرود : يا بهرهء معنوى برگرفتن و كار آخرت را سامان دادن ، و يا امر معيشت و زندگى را ترميم نمودن ، و يا جسم و روح را از لذّت گشتوگذار در غير حرام سيراب كردن .
مىبينيم كه هم بر نياز انسان به سفر تأكيد مىكند و هم به سير و سياحت هدف و جهت مىبخشد .
و در كلامى ديگر براى آنان كه جز با انگيزههاى معنوى و الهى تصميم نمىگيرند و اغراض مادى را كافى نمىدانند ، و اساسا تعبد را سرلوحهء اهداف خود قرار دادهاند مىفرمايد .
قال رسول اللّه عليهم السّلام : « لو يعلم الناس برحمة اللّه للمسافر لأصبح الناس
هامش
( 1 ) مكارم الأخلاق : 240 .