تلميذش اگر با او دعوى همسرى بلكه برترى كند ، اصلا ملول و رنجور نمىشوند ، و بسيار است كه در عالى مجلسش شاگردان لب به افاده گشودهاند ، و آن بزرگوار از جملهء مستمعان است . غضب را گاهى در مزاجش راهى نيست . هركه با او بدى كند بجز احسان چيزى نمىيابد .
بعد از والد بزرگوار هركه اندك سواد عربى داشت علم علم را بر افراخت ، و كوس لمن الملك را نواخت ، بجز آن يگانهء آفاق ، با آنكه مجتهد على الاطلاق بود با احدى به طورى كه شيوهء علماى دنيادار « 1 » است سوء رفتار ننمود ، بلكه مىديدم كه در دل ؛ بسيار خوش بود كه شايد اين حركات معين انزوا و گوشهگيرى او شود ، و لكن ابى اللّه الّا ان يتم نوره « 2 » ، و اگر به شرح اين نوع احوال بپردازم به طول مىانجامد و سررشتهء سخن از دست مىرود ، بيت « 3 » :
گر نويسم شرح غم بىحد شود * مثنوى هفتاد من كاغذ شود
[ تأليفات آقا محمّد جعفر ]
شرح « مختصر نافع » ناتمام ، و « شرح مفاتيح » ناتمام ، و « حاشيهء شرح عميد الدين بر تهذيب الاصول » علّامه « 4 » ، و « حاشيهء معالم الاصول » ،
هامش
( 1 ) ديندار : « الف » .
( 2 ) و لكن خدا نگذاشت تا اينكه نور خود را به منتهاى ظهور و كمال رساند .
« متّخذ از آيهء 32 سورهء توبه » .
( 3 ) شعر : « الف » .
( 4 ) علّامه : در « ب ، ج » نيامده است .