كه جوانى است آرميده و محلّى به كمالات و حالات پسنديده ، و ميرزا على و ميرزا اسماعيل و ميرزا حسن و دو صبيه . و عالىشأن عمدة الاعيان ميرزا محمّد تقى خان بهادر از اول عمر تا به حال در بلاد هندوستان مىباشند ، و اين فقير را با ايشان در عظيمآباد ملاقات شد ، وى را بسيار مؤدّب و ظريف و حليم يافتم .
تصوير « 1 » را چون برادر والاگهر خود نهايت خوب مىكشيد « 2 » ، و در شبيهكشى اشتهار تمام دارند ، و علاوه مسموع شد كه خط نسخ را خوب مىنويسند ، و در علم طبّ سررشتهء كامل دارد ، و در اين اوقات دو دختر دارند .
و صبيّهء كبراى مرحمت پناه حاجى محمّد اسماعيل زوجهء مرحوم مير محمّد حسين خان رضوى ساكن « سرس » از حدود شاه جهانآباد معروف به « مير بهچو » خلف مرحمت پناه مير عبد اللّه بن مير سيد احمد بود ، و از او پنج ذكور و يك اناث مخلّف است .
ذكور يكى : عالىشأن سعادت نشان ، مقدس روشن ضمير ، و صالح بىنظير ، مير على اكبر معروف به مير نوّاب است . بغايت آرميده ، و درويش مسلك و به مقدمات نحويّه مربوط ، و قدرى از متون فقهيه - مثل شرايع و نحوه - را ديده ، و خط نسخ را نهايت خوش مىنويسد ، و سعادت حج بيت اللّه و زيارت قبور شريفهء سادات انام را با برادر كوچك از خود ؛ مير زين العابدين دريافته است ، و در اين اوقات خلف او منحصر در يك پسر است ، سيد محمّد
هامش
( 1 ) تصوير : عكس .
( 2 ) مىكشد : « د » .