تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
چه خود كردند راز خويشتن فاش 1 / 482 چه كُل خواهى شدن اندر طريقت 2 / 61 چه مىدانى كه در باطن چه شاهى همنشين دارم 1 / 370 چيست از اين خوبتر در همه آفاق كار 1 / 315 حافظ اين قصه دراز است به قرآن كه مپرس 1 / 36 حبّذا قومى كه ديد حق بود ديدارشان 1 / 512 حرفهايش همه زنگ‌آور مرآت عقول 1 / 110 حوران به نظارهء نگارم صف زد 1 / 271 خاص حقّيم زحقّ ما به هدايت مخصوص 1 / 98 خاطبتني الحق من جناني 1 / 501 خدا را يافتم ديدم حقيقت 2 / 4 خدا ومصطفى در جان نهانند 2 / 66 خسروان آسمان خرگاه گردون احتشام 1 / 10 خصمى كژدم برتر از اژدهاست 2 / 182 خواست تا خود را عيان سازد به خود 2 / 166 خوبتر اندر جهان زين چه بود كار 1 / 270 خود به خود گويد از تجلّى يار 2 / 68 خود عزيزى در جهان چون شمس نيست 1 / 32 خوش بافته‌اند در ازل جامهء عشق 1 / 341 داد مر فرعون را صد ملك و مال 2 / 365 دارم عجب از طبع ارسطوى حكيم 2 / 228 داستان پسر هند مگر نشنيدى 1 / 104 دانى زچه مهر گلرخان مطلوب است 2 / 153 ، 434