چه خود كردند راز خويشتن فاش 1 / 482
چه كُل خواهى شدن اندر طريقت 2 / 61
چه مىدانى كه در باطن چه شاهى همنشين دارم 1 / 370
چيست از اين خوبتر در همه آفاق كار 1 / 315
حافظ اين قصه دراز است به قرآن كه مپرس 1 / 36
حبّذا قومى كه ديد حق بود ديدارشان 1 / 512
حرفهايش همه زنگآور مرآت عقول 1 / 110
حوران به نظارهء نگارم صف زد 1 / 271
خاص حقّيم زحقّ ما به هدايت مخصوص 1 / 98
خاطبتني الحق من جناني 1 / 501
خدا را يافتم ديدم حقيقت 2 / 4
خدا ومصطفى در جان نهانند 2 / 66
خسروان آسمان خرگاه گردون احتشام 1 / 10
خصمى كژدم برتر از اژدهاست 2 / 182
خواست تا خود را عيان سازد به خود 2 / 166
خوبتر اندر جهان زين چه بود كار 1 / 270
خود به خود گويد از تجلّى يار 2 / 68
خود عزيزى در جهان چون شمس نيست 1 / 32
خوش بافتهاند در ازل جامهء عشق 1 / 341
داد مر فرعون را صد ملك و مال 2 / 365
دارم عجب از طبع ارسطوى حكيم 2 / 228
داستان پسر هند مگر نشنيدى 1 / 104
دانى زچه مهر گلرخان مطلوب است 2 / 153 ، 434
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 608
مساهمون: محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
ص٦٠٨