آنكه سبحانى همى گفت آن زمان 2 / 85
آن نقطه كه هست جلوهگر در هر ظرف 2 / 70
آن يكى بر رفت بالاى درخت 2 / 30
ابلهان تعظيم مسجد مىكنند 2 / 105
ابوالقاسم گرد شد چه يك سر مضطر 1 / 302
اتتل توته متل 2 / 211
از پدر آموز اى روشن جبين 2 / 30
از خواندن فلسفه دلت گردد كور 2 / 282
از نقطه چه حرفهاى بىحدّ كه نمود 2 / 385
اشتر به چراش مىبگرد و سر گرد 1 / 300
اشتر حق گشته اشقى الأولين 2 / 48
اگر از خرقه كس درويش بودى 1 / 46 ، 135
اگر به آب رياضت بر آورى غسلى 2 / 217
اگر بينى كه نابينا وچاه است 1 / 122
اگر نالد كسى نالد كه يارى در سفر دارد 1 / 364
امشب شب آن است كه بينم شادى 1 / 380
اندر عقب دكان قصّاب كوئى است 2 / 142
اندر غزل خويش نهان خواهم گشت 1 / 270
اى آنكه تو را ابوعلى هست امام 2 / 283
اى آنكه تو را به حسن تمثالى نيست 1 / 382
اى آنكه ز بو على شفا مىطلبى 2 / 282
اى اهل درد جوشى 2 / 81
اى برادر بىنهايت درگهى است 1 / 368
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 604
مساهمون: محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
ص٦٠٤