تاريخ بسيار معروف است كه سرانجام به قتل و تبعيد جمعى از صوفيان انجاميد ، نه تنها صوفيّه بلكه بقيّهء فرق باطله و مردم بىبند و بار وحتى شاهان وحكّام عصر ، تا آقا محمّد على در قيد حيات بود جرأت تظاهر به بىبند وبارى و اظهار وجود نداشتند ، و پس از او بود كه بىبند وبارى در كشور شيوع يافت و ديگر قدرتى نبود كه فاسقان ومنحرفان وظالمان از او حساب ببرند .
مرحوم ميرزا محمّد تنكابنى در قصص العلما مىنويسد :
آقا محمّد على ؛ فاضل وجامع بوده در اصول وفقه و كلام وتاريخ اوحد زمان بود و در امر به معروف و نهى از منكر فريد دوران مشهور به صوفى كش ، وبسيارى از دراويش وارباب تصوّف را به قتل رسانيد 1 .
مؤلف كتاب « تاريخ رجال ايران » - كه با علماء دين ميانه خوبى ندارد و اين مطلب از نوشتههايش كاملا پيداست - در شرح حال اين فقيه بزرگ وعالم وارسته به اين مختصر اكتفاء كرده ، و نوشته است : آقا محمّد على بهبهانى فرزند آقا محمّد باقر بهبهانى ملّاى بسيار متنفّذ ومقتدر كرمانشاه در دورهء زنديه وقاجاريه بوده ، و در زمان اقتدار خود حكم به قتل بسيارى از مشايخ ومشاهير وپيشوايان فرقهء نعمت اللهى از قبيل : معصوم عليشاه دكنى وغيره داد 2 .
سرجان ملكم كه بعد از آقا محمّد على سفير دولت انگليس در ايران بود دربارهء اوضاع آن روز وميزان نفوذ علما ومجتهدين مخصوصاً موقعيّت آقا محمّد على در آن عصر ؛ در تاريخ خود ، چنين شرح مىدهد ، ومىگويد :
هامش
( 1 ) قصص العلماء : 199 ( چاپ تهران - كتابفروشى علميه اسلاميه ) .
( 2 ) تاريخ رجال ايران : 3 / 423 .