خدمتش بود عالىجناب مرحمت مآب آقا محمّد ابراهيم و فرزند اكبر ارشد ارجمندش و برادر نامدار عالى تبار ( آقا محمّد جعفر ) چون به بلدهء كرمانشاهان كه اوّل حدود ايران و از قلمرو ( على شكر ) است رسيدند ، اهالى واعاظم وحكّام آن ديار مقدمش را غنيمت شمرده به احترام واعزاز تمام وى را استقبال نمودند .
و در آن اوان حاكم آن ديار اللَّه قلى خان زنگنه بود .
وى از اعاظم واكابر امراء ايران و از سلسلهء شيخ علىخان مشهورند ، وى فرمانرواى با اقتدار و در ضبط ونسق مملكت يگانه روزگار ، و در عدالت وشجاعت وسخا مظهر لطف وقهر بارى ؛ مؤيّد به تأييدات قادر كردگار بود .
خان عظيمالشان در تعظيم وتوقير آن جناب به اقصى الغاية كوشيد و شرط ضيافت و خدمتگذارى را به تقديم رسانيد ، و به اقامت در آن بلده تكليف نمود ؛ قبول فرمودند ، مردم بلده وبلوك غاشيه اطاعتش را بر دوش وحلقهء ارادتش را بر گوش كشيدند ، آن جناب مشغول تدريس وترويج دين مبين شدند 1 . . . .
بعد از آنكه مرض طاعون به كرمانشاه رسيد آن جناب به سمت « سعدآباد » و « سنقر » - كه از بلوك همدان است - تشريف برد و چون خفيف شد معاودت فرمود وآنگاه به تنهائى عازم رشت گرديد ، آن موقع حكومت رشت با هدايت اللَّه خان گيلانى بود وى پذيرائى شايان و احترام زيادى از آن جناب نمود . . . .
در آنجا علما وفضلا از اطراف مسائل مشكله به خدمتش مىفرستادند
هامش
( 1 ) مرآت الاحوال جهان نما : 1 / 137 .