سر زائيدن بميرد ، با وجود آنكه حكم كرده است به حرمت نگاه كردن به پسر ساده ، خواه به شهوت باشد وخواه بدون شهوت « 1 » .
شاه على رضاى خراسانى كه معصوم على نسبت به او خَرِ ثانى است ، چندى قبل از اين ؛ بعد از آنكه در بيت الخلا از براى او كشف حاصل شد به درك و اصل شد .
وامّا معصوم على مردودِ مطرود ملقّب به ( معبود ) ، كه عابد شيطان ومعبود خران است ، پس بدى حال خسران مآل او بر بسيارى از كسانى كه او را ديدهاند و با او صحبت داشتهاند پوشيده نمانده ونخواهد ماند وسيادتش - چنان كه بعضى توهم نمودهاند ، و به آن او را ستودهاند - معلوم نيست ، هرچند كه مرتبهء سيادت نسبت به مرتبهء معبوديت چيزى نيست ، و ظاهر آن است كه :
لقبش صيّد - به صاد - است ، چنان كه تلقّب به آن متعارف الوار واكراد است ، و همچنين تلقّب به ( مير ) و ( امير ) و ( ميرزا ) اختصاصى به سادات ندارد ، چنان كه ظاهر است .
و بر فرض تقدير صحت سيادتش ظهور شقاوتش موجب اذيت واهانت ، و مانع احترام واطاعتش مىشود ، چنان كه مولوى گفته :
بيت
شير را بچّه همى ماند به او * تو به پيغمبر چه ميمانى بگو « 2 »
هامش
( 1 ) ديوان الصبابه : 257 و 258 ( با اندكى اختلاف ) ، شرح لاميه صفدى ذيل شعر " طال اغترابي حتي حسن راحلتي . . . " .
( 2 ) مثنوى : 2 / 57 .