مرتضى در سنهء چهارصد وسىشش ، وولادت غزّالى در سنهء چهارصد و پنجاه بود « 1 » .
قاصر گويد : محتمل است كه مراد از سيّد مرتضى در اينجا شريف ابواحمد پسر سيّد رضى برادر سيّد مرتضى باشد ، چنان كه بعضى احتمال دادهاند ، واظهر آن است كه مراد سيّد مرتضى رازى صاحب « تبصرة العوام » است ، واللَّه العالم .
وابو الفضل با سيد شمس الدين وابو الفتوح جهالتشان معلوم ، وتشيّع وخوبى آنها غير معلوم است ، ومحتمل است كه سعادت و شهادت ابوالفتوح مذكور از رهگذر عشق امردان وگلرخان بوده ، نه از رهگذر قتل در راه خدا وترويج دين و ايمان .
چنان كه از كتاب « شرح لاميّهء » فاضل صفدى شافعى مستفاد مىگردد ، كه در بيان حديث موضوع « من عشق فعفّ » « 2 » چنين گفته كه : ديدم بعضى از علما را كه مىگفت : نور الدين شهيد را شهيد گفتند به سبب آنكه محبّت غلامى را به هم رسانيد وعفّت ورزيد ، پس غم والم عشق او را كاهانيد تا مرد « 3 » .
و در كتاب « ديوان الصبابه » از رافعى شافعى نقل كرده است كه : شهيد عشق را از جمله شهدا شمرده وشيخ محيى الدين نووى در باب شهيد عشق مطلق فرموده و شرط كتمان وعفاف ننموده ، بلكه - عقيب ذكر مسألهء شهيدى كه غسل ندارد - از جملهء آن شمرده است كسى را كه به عشق بميرد ، وزنى كه بر
هامش
( 1 ) مجالس المؤمنين : 2 / 192 و 193 .
( 2 ) تاريخ بغداد : 5 / 156 و 13 / 184 ، كنز العمّال : 3 / 372 حديث 6999 و 7000 .
( 3 ) شرح لاميه صفدى ، ذيل شعر « طال اغترابي حتى حسن راحلتي . . . .