جهان كلّ است ودر هر طرفة العين * عدم گردد ولا يبقى زمانين
دگر باره شود پيدا جهانى * به هر لحظه زمين وآسمانى
به هر ساعت جوانى كهنه پير است * به هر دم اندر أو حشر ونشير است
در أو چيزى دو ساعت مى نپايد * در آن لحظه كه مىميرد بزايد
وليكن طامة الكبرى نه اين است * كه اين يوم العمل آن يوم دين است « 1 »
قال بعض أهل المعرفة : از نفاذ فرمان قهرمان وحدت حقيقي است كه در محل ظهور آثار اسم بزرگوار « الظاهر » هيچ چيز را بهره از ثبات وقرار اصلًا نيست ، حتّى زمان متعارف موهوم الاتصال كه معنى « بقاء » بي ملاحظهء آن تصوّر نمىتوان كرد . واز دقايق الطاف الهى آن كه در أكمل كتب كه به أفضل رسل فرستاده به جهت هدايت وراهنمايى خلايق از مخلوقات به كلمات ادا فرموده ، وحال آن كه كلمات را در نسخهء جامعهء انساني مطابق
« وَفِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ »
« 2 » عدم ثبات واستقرار چنان ظاهر است كه واهمه را مكنت دغدغه وتشكيك نيست ، تا از اطّلاع بر آن تطابق وانديشه در آن حال طالب صادق دريابد كه :
مالك ملك بقا جز واحد قهّار نيست * قهرش آن كز غير أو در وادى ديّار نيست
اوست كز نور ظهورش مىنمايد اين وآن * وآنچه مىپنداريش عالم بجز پندار نيست
آن كه هست وبود وباشد برتر از ادراك ماست * وآن كه هستش مىشمارد بينش ابصار نيست
هر چه نمايشش بر يك وتيرة مدّتها پايد ، نمايندگى وپايندگى آن را از ديموميّت
و
هامش
( 1 ) - گلشن راز ، ص 107 .
( 2 ) - الذاريات : 21 .