الثّاني ) القول في السّنّة
4 . خبر متواتر آن است كه جماعتى از آن خبر دهند به گونهاى كه بنفسه إفادة علم به صدق آن داشته باشد . شرط تواتر آن است كه :
- خبردهندگان به حدّى باشند كه تواطؤ بر كذب از سوى آنان ممتنع باشد ؛
- علم آنان مستند به حس باشد ؛
- تمام مراتب خبردهندگان أعم از ابتدأ ، انتها وأواسط ، داراى شرط تعدّد رواة مذكور در شرط اوّل باشند ؛
- شنونده داراى سابقة ذهني منفى نسبت به مفاد خبر نباشد .
فيض ، هم امكان وهم وقوع خبر متواتر را مىپذيرد .
5 . شأن خبر واحد ، بنفسه إفادة علم نيست . لكن به انضمام قرائن ، إفادة علم مىكند . همچنين تعبّد به خبر واحد عارى از قرائن مفيد علم ، عقلًا جائز است واظهر ، وقوع تعبّد بدان است .
6 . در خصوص عمل به خبر واحد ، درصورتيكه مقترن به مواردى كه سبب حصول ظن به صدق مضمون آن نباشد ، شرط است كه راوي در حال روايت ، مكلف ، مسلمان ، عادل ، ضابط ومؤمن باشد .
7 . نحوة شناخت عدالت وجرح راوي ، به واسطة اختبار از طريق همنشينى با شخص ، اشتهار در ميان علماء وأهل حديث ، شهادت قرائن كثيره وتزكيه وجرح از سوى فرد عادل كه علم بدان داشته باشد مىباشد . وأقرب آن است كه شهادت فرد واحد در اين خصوص كفايت مىكند .
8 . طرق تحمل حديث شش مورد است :
1 - سماع از شيخ ؛ 2 - قرائت بر شيخ ؛ 3 - سماع به قرائت غير ؛ 4 - اجازه ؛ 5 - مناوله ؛ 6 - مكاتبه .
وبهترين طريق ، مورد اوّل است كه چنانچه با مورد دوم همراه شود أقوى