آنچه را پيغمبر برايتان آورده ، اخذ كنيد و از آنچه نهى تان كرده ، باز ايستيد .
كسى كه مقصود خدا و رسولش را نفهمد و درك نكند ، امر بر او مشتبه مىشود .
اصحاب پيغمبر صلى الله عليه و آله كه چيزى از او مىپرسيدند ، همهء آنها مطلب را نمىفهميدند ؛ بعضى از آنها از پيغمبر صلى الله عليه و آله مىپرسيدند ، ولى بعضى ديگر ( به علّت شرم يا احترام يا بىقيدى ) ، دوست داشتند كه رهگذرى بيايد و از پيغمبر بپرسد تا آنها بشنوند و خوب بفهمند .
در هر حال ، از اين روايت استنادى ، استفاده مىشود كه در جايى كه از سوى پيامبر ، فرمانى در نهى رسيده ، بايد توقف كرد ، نه در جايى كه هيچ فرمانى نرسيده است .
باب فقدان علما
نمونهاى ديگر از بهرهگيرى از آيات و تأويل بردن آيات ، موضوع كاهش اطراف زمين به فقدان علما است .
خداوند - جلّ ثنائه - مىفرمايد :
« أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها » ؛
« 1 »
مگر نمىبينيد كه ما بر زمين ، درآييم و از اطرافش كاهش دهيم .
كاهش اطراف زمين ، همان از دست رفتن علماست .
همچنين در تطبيق موقعيت عالم و حساسيت جايگاهش ، به آيات ديگر استشهاد مىشود ، چنان كه امام صادق عليه السلام در مورد ثبوت حجّت بر عالِم و سختى امرش ، فرمود :
چون جان به اين جا رسيد ، با دست به گلويش اشاره كرد : براى عالِم ، توبهاى نيست . سپس اين آيه را قرائت فرمود :
« إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ » ؛
« 2 »
هامش
( 1 ) . سورهء رعد ، آيهء 41 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 48 .
( 2 ) . سورهء نساء ، آيهء 17 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 59 .