و يا در شرح حديث دوازدهم در مورد ابو على اشعرى - كه در ابتداى سند حديث است - مىگويد :
« أشعر » أبو قبيلة من اليمن ، هو أشعر بن سبأ بن يشجب بن قحطان ، والعشعريون جمع من أصحابنا القميّين .
در خلال سند حديث دوم از كتاب عقل و الجهل ، در شرح سعيد بن طريف مىگويد :
كذا فى النسخ كما فى بعض نسخ الرجال الصادق عليه السلام من كتاب الرجال للشيخ الطوسى ، قيل : والظاهر أنّه « سعد » فإن صحّ فهو أخوه ، واللَّه أعلم .
همچنين ايشان در حديث 32 عقل و جهل ، در شناسايى ابو عبد اللَّه عاصمى ، چنين اظهار نظر مىكند :
بالعين و الصاد المكسورة المهملتين ، نسبة إلى جدّه ، و اسمه أحمد بن محمّد بن طلحة بن عاصم .
4 . شرح و توضيح لغات
همواره ، يكى از محورهاى مهمّ تفسير ، « شرح واژگان » است . در شروح حديثى نيز به تفسير و توضيح لغات ، بويژه واژههاى غريب و مشكل پرداخته مىشود . اين شرح نيز از چنين ويژگىاى برخوردار است . شارح در توضيح معانى لغات و عبارات ، در برخى موارد ، علاوه بر بهرهگيرى از كتب معتبر لغت ، از برخى آيات قرآن و نيز ساير روايات و خطبههاى صادره از معصومان عليهم السلام استمداد جسته است كه ذيلًا به برخى موارد در اين كتاب اشاره خواهد شد :
در حديث چهاردهم ( جنود عقل و جهل ) ، به نمونههاى بسيارى از آن برخورد مىكنيم ؛ مثلًا در اين حديث ، قنوط در مقابل رجا ، قرار گرفته است و شارح ، آن را اين گونه شرح مىدهد :
بضمّ القاف والنون والمهملة مصدر قنط - كنصر و ضرب و حسب و حسن -