! بدين ترتيب ، حقّانيت گروه دوم ، ثابت مىگردد .
كبريتى گفت : آنچه گفتى ، حق است ؛ ولى گروه اوّل نيز براى اثبات مدّعاى خود ، به آياتى از قرآن استناد مىكنند ، هر چند كه آن آيات ، از متشابهات باشد .
گفتم : خداوند ، استدلال آنها را در ذيل آيهء مورد بحث ، ابطال فرموده است .
گفت : اين ، آشكار است و تا به حال ، اين گونه استدلال را از كسى نشنيده بودم .
و بدين ترتيب ، كلام ميان ما به اين گونه پايان يافت .
3 . ضبط صحيح اسماى خاص
يكى از ويژگىهاى اين شرح ، ضبط دقيق لغات ، اسامى روات ، اماكن و . . . است كه در سند يا متن احاديث الكافى ، ذكر شدهاند .
به عنوان مثال ، در ذيل عبارت : « عن الأصبغ » مىگويد :
بفتح الهمزة و سكون المهملة و فتح الموحّدة و معجمة « بن نباته » بضمّ النون و الوحدة والألف والمثناة فوق .
نيز در توضيح فقرهء : « إنّى أدبرت » مىگويد :
بصيغة المجهول من الماضى المجرّد للمتكلّم وحدة .
همچنين جملهء « أن أخيرك » را اين گونه ضبط مىكند : « بتشديد الخاتمة » . بديهى است كه بدون ضبط إعراب افعال ، نمىتوان به معناى صحيح عبارت پى برد .
شارح ، علاوه بر ضبط دقيق كلمات ، در مواردى نيز به معرّفى برخى رجال سند و احياناً انساب آنها پرداخته است ؛ به عنوان مثال ، ايشان در مورد أبى الجارود - كه در سلسله سند حديث هفتم قرار گرفته است - ، اين گونه مىنويسد :
بالجيم و ضمّ المهملة اسمه « زياد بن المنذر » ، هو زيدى ، وإليه انتسب الجارودية من الزيدية .