نظرگاههاى متفاوت ، موجد شبههء تحريف است ، آورده شده و از نظر سند ، مورد بررسى قرار گرفتهاند و در پايان نيز نتيجهگيرى شده است .
نويسنده ، در مقدّمهء اين بخش ، به نكات مهمّى اشاره كرده كه گزيدهاى از آن ، گزارش و تقديم مىگردد :
بحث تحريف قرآن ، مسألهاى كهن در تاريخ اسلام است . اهل سنّت ، به سبب وجود ديدگاه برخى محدّثان موسوم به « اخبارى » در ميان شيعه ، همواره شيعه را به داشتن عقيدهء تحريف قرآن ، متّهم نمودهاند . اين اخباريان ، با اعتقاد بر تمام روايات كتب اربعه ، حتّى روايات موضوع وضعيف ، معتقد به تحريف قرآن هستند . بارزترين نمونهء اين اعتقاد ، در كتاب فصل الخطاب محدّث نورى به چشم مىخورد . در مقابل اين عدّهء كم ، بيشتر علماى شيعه ، بر عدم تحريف قرآن ، اتّفاق نظر دارند و گواه آن ، ردّيههاى فراوانى است كه بر كتاب فصل الخطاب ، نوشته شده است .
فصل اوّل : كلّيات
نويسندهء گرامى ، در بحث معانى تحريف ، با كاوش در معانى لغوى آن و با استناد به تفسير آيهء 46 سورهء نساء ، چنين نتيجه مىگيرد كه تحريف كلام ، به معنى تغيير دادن و دگرگون ساختن آن است و در قرآن نيز به همين معنا به كار رفته است . امّا در بحث اصطلاحى تحريف ، معانى مختلفى را كه محقّقان بدان اشاره كردهاند ، در پنج عنوان آورده است :
1 . تحريف معنوى . تفسير قرآن به غير معناى واقعى آن يا تفسير به رأى است . به سخن ديگر ، نشان دادن معنايى براى آيه كه دلالت و قرينهاى بر آن در آيه نيست ؛
2 . تحريف در قرائت ؛
3 . تحريف با تعويض كلمات . اگر كلمهاى به جاى كلمهء ديگر گذاشته شود ، خواه هممعنا باشند يا نه ، نوعى تحريف است ؛