از جمله تفاوت مردم در ميزان درك و فهمشان از آيات قرآن ، ايشان نتوانست تأويل تمام آيات قرآن را بيان كند . پس از پيامبر صلى الله عليه و آله ، على عليه السلام داناترينِ مردم به تأويل قرآن بود و اين ، بدان سبب بود كه وى در تمام مدّت نزول وحى ، همراه پيامبر خدا بود و تفسير و تأويل آيات را از ايشان مىآموخت . پس از على عليه السلام ، اهل بيتِ پيامبر ، آگاهان به تأويل قرآن هستند .
نگارنده ، پس از اشاره به سير ياد شده ، آورده كه آنچه گذشت ، مربوط به سير صحيح تأويل قرآن در طول تاريخ است ؛ امّا متأسّفانه بايد گفت كه امر تأويل ، سير ناصحيحى هم داشته است .
وى در ادامه ، از جمله به خوارج ، معتزله ، اشاعره و آن گاه صوفيه و غلات و باطنيه و فلاسفه ، به عنوان گروههاى مهم تأويلى ، اشاره كرده است كه نوعاً به شكلى نادرست ، دست به تأويل زدهاند .
تنها گروهى كه مىتوان گفت جهت اتّصال به اهل بيت عليهم السلام در مسير تأويلِ صحيح حركت كرد ، شيعهء اماميه است ؛ زيرا مبناى تأويل نزد آنان ، قرآن و سنّتِ صحيح و عقل است . امامان معصوم ، در مقابل هر گونه تأويل ناروا مىايستادند . براى نمونه ، در مسئلهء جبر و اختيار ، هم تأويلات معتزله و هم تأويلات اشاعره را رد كرده ، با بيان « أمرٌ بين الأمرين » ، تأويل صحيح را براى مردم ، روشن كردند .
در پايان مباحث اين سير ، نگارنده گرامى چنين جمعبندى مىكند كه : تنها خدا ، پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمّه عليهم السلام از تأويل همهء آيات قرآن ، آگاهاند و ديگران به ميزان فهم ، علم و داشتن شرايطى كه براى آگاهى از تأويل لازم است ، مىتوانند به تأويل بعضى از آيات قرآن ، آگاهى يابند .
وى در ادامه ، ذيل عنوان : « معانى تأويل در كلام ائمّه » ، با اشاره به اين كه همهء احاديث تأويلى ائمّه كه در الكافى وارد شده ، حدود يكصد و بيست روايتاند ، ذيل چهار عنوان ، به نمونههايى از اين گونه روايات ، اشاره مىكند كه در اين گزارش ،
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى ) — صفحة 360
مساهمون: سيد محمد على ايازى
ص٣٦٠