به بدى شد و مبتلا به سوء عاقبت شدند ، در او خوف شديد شود . بالجمله ، خود در كمال نقص و تقصير است و حق در كمال عظمت و جلالت و سعهء رحمت و عطاست و عبد در بين اين دو نظر ، هميشه در حدّ اعتدال خوف و رجاست . « 1 »
در كتاب ارزشمند نهج البلاغة ، دربارهء مسئلهء خوف و رجا ، زياد تأكيد شده كه نويسنده ، مثالهايى را از آن ، ذكر نموده كه از اين جهت ، مفيد و تنبّهآفريناند .
وإن استطعتم انْ يشتدّ خوفكم مِن اللَّه وانْ يَحْسَن ظنّكم به فاجمعوا بينهما فإنّ العبد انّما يكون حُسن ظنّه بربّه على قدر خوفه من ربّه و إنْ أحسَن الناس ظناً باللَّه أشَدّهم خوفاً للَّه ؛ « 2 »
اگر مىتوانيد ، هم از خدا سخت بترسيد و هم به دو اميدوار باشيد و خوف و رجا را با هم داشته باشيد ؛ زيرا بندهء خداوند ، حسن ظنّش به پروردگار ، به همان نسبت است كه از خداوند مىترسد و بهترين حُسن ظن به پروردگار را كسانى دارند كه بيشترين خوف را از خداى خويش دارند .
يا اين كلام گهربار امام على عليه السلام كه فرمود :
اوصيكم به خمس لو ضربتم إليها آناط الإبل لكانت لذلك أهلًا ، لايرجون أحداً منكم إلّاربّه ولا يخافنّ إلّاذنبه . . . ؛ « 3 »
شما را به پنج چيز ، سفارش مىكنم كه اگر براى آنها شتران را پرشتاب كنيد و رنج سفر را تحمّل كنيد ، سزاوار است كسى از شما كه جز به پروردگار خويش اميدوار نباشد و جز از گناه خود نترسد . . . .
در كتاب الكافى نيز دربارهء جمع بين خوف و رجا ، علاوه بر رواياتى كه پيش از اين ذكر كرديم ، اين روايت امام صادق عليه السلام را آورده كه فرمود :
هامش
( 1 ) . شرح چهل حديث ، ص 229 .
( 2 ) . نهج البلاغة ، فيض الإسلام ، ص 878 .
( 3 ) . نهج البلاغة ، حكمت 82 .