تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
است . مساوات و تساوى و تسويه هم از همين مادّه مشتق شده‌اند ؛ ولى چون به حرف « على » متعدّى شود ، مانند اين آيهء شريف ، متضمّن معناى غلبه و استيلا و تسلّط مىگردد . از اين جهت ، بيشتر مفسّران ، آيه را به معناى غلبه و استيلا گرفته‌اند و گفته‌اند : چون كلمهء « عرش » به معناى احاطهء علمى و ايجادىِ خدا بر تمام جهان آفرينش است ، پس استيلاى خدا بر عرش نيز به معناى تسلّط او بر تمام جهان آفرينش است . با اين حال ، امام صادق عليه السلام در اين سه حديث ، استوى را به معناى اصلىِ آن - كه برابرى و اعتدال است - تفسير فرموده است ؛ يعنى : علم و قدرت خدا نسبت به همه چيزِ جهان ، برابر است ، يا مهر و لطف او نسبت به همه ، يك‌سان است و اين معنا با كلمهء « رحمان » ، مناسب‌تر است . البته اين دو تفسير ، با يكديگر منافات ندارند ؛ زيرا آيات قرآن ، به قالبى ريخته شده‌اند كه گاهى ، متحمّل هشتاد معنا هم مىشوند و اين از معجزات قرآن كريم است . كلمهء « استوى » ، گاهى نيز با حرف « الى » متعدّى مىشود كه در آن جا به معناى قصد و توجّه است ، چنان كه در قرآن كريم ،
« ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ »
به اين معنا آمده است .

شرح از « مرآة العقول »

ولى در مرآة العقول آمده كه اين سخن امام كه فرمود : « بالحواية من الشىء له » ، تفسير عبارت « فى شىء » است و جملهء « أو بإمساك له » نيز تفسير « على شىءٍ » است و جملهء « أو من شىءٍ سبقه » ، تفسير « من شىءٍ » . در الوافى ، شرحى بر اين حديث ، موجود نيست .

بررسى سند

اين حديث ، به نظر مجلسى در مرآة العقول ، صحيح و آخر آن ، مرسل شمرده شده است . در بارهء رجال اين حديث مىخوانيم :