همانطور كه گذشت ، روايات ، مُبيّن و مفسّر همديگرند . اين امر ، نشان مىدهد كه بايد نگرش جامع نسبت به روايات داشت . در اين جا برخى از استفادههايى كه ملّا صالح از احاديث ديگر ، در شرح يك حديث داشته است ، بيان مىشود .
1 . تأييد
وى در موارد بسيارى ، از احاديث ديگر ، به طور مستقيم « 1 » يا غير مستقيم « 2 » براى تأييد حديث مورد نظر ، استفاده كرده است و شايد بارزترين استفادهاى كه از ديگر روايات در شرح احاديث مىشود ، تأييد آوردن باشد .
شارح در بعضى موارد ، پس از بيان معانى و وجوه مختلف براى يك حديث ، در حمل آن بر معناى مرجوح ، به ديگر رواياتْ استناد مىكند . « 3 »
2 . تبيين
توجّه و دقّت در ديگر روايات ، اين فايده را به دنبال دارد كه بهتر و راحتتر مىتوان روايت مورد نظر را شرح داد . گاهى در بعضى روايات ، مفهومى نهفته است كه فقط با ديگر روايات ، قابل درك و فهم است . مثلًا حديث : « برخود آسان نگير تا سست نشوى » را به كمك روايت : « كسى كه در پيرامون شبهات بگردد ، نزديك است كه در آن واقع شود » . « 4 » اين حديث ، تبيين مىكند كه اگر مرتكب مكروهات شدى ، راحتتر هلاك مىشوى . ملّا صالح ، در شرح خود ، بسيار از اين موارد استفاده كرده و ميان دو حديث متفاوت ، جمع كرده است . « 5 »
3 . توسعه
در بعضى موارد ، معناى يك حديث ، در سايهء ديگر احاديث ، توسعه پيدا مىكند و
هامش
( 1 ) . ر . ك : همان ، ص 167 .
( 2 ) . ر . ك : همان ، ص 89 .
( 3 ) . ر . ك : همان ، ص 161 .
( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 152 .
( 5 ) . ر . ك : همان ، ج 1 ، ص 87 و 197 و 155 .