كرده است . « 1 » ملّا صالح ، در بيشتر اسناد ، به جرح و تعديل رجال پرداخته و اين بررسى ، با تكيه بر منابع رجالى ( اعم از متقدّم و متأخّر ) و كتب رجالى اهل سنّت ، صورت گرفته است . « 2 »
تعيين هويّت راويان همنام
از جمله مشكلات علم رجال ، اشتراك اسامى و مشخص نبودن هويّت فرد است . عدم تشخيص درست و صحيح راوى ، باعث بروز مشكلاتى مىگردد . از ويژگىهاى اين شرح ، تلاش شارح در تبيين و تشخيص صحيح راوى و اهتمام به معيّن كردن راوى در ميان نامههاى مشترك و مجهول است . « 3 » وى گاه براى تعيين هويّت فرد ، احتمالات مخالف و نادرست را رد مىكند « 4 » و گاه شارح ، هويّت فرد را از باب تكرار زياد اسم او در كتاب ، تعيين كرده است . « 5 »
تعيين نوع حديث
چون ملاك اعتبار احاديث اصولى ، « متن » است ، ملّا صالح ، در مورد اسناد ، كمتر به داورى پرداخته است و بر محوريت متن تأكيد دارد ؛ ولى گاهى به ضعف و يا صحّت سند اشاره كرده و با عبارات « اين حديثْ صحيح است » « 6 » يا « تجاوز آن از حدّ تواتر ، قطعى است » ، « 7 » نظر خود را ابراز كرده است . البته تلاش او بيشتر از جهت تصحيح
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 21 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 79 .
( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 291 .
( 4 ) . همان ، ج 3 ، ص 158 .
( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 72 .
( 6 ) . همان ، ص 65 .
( 7 ) . همان ، ج 2 ، ص 240 .