مخزن علم خدا ، معدن اسرار وجود
منبع جود و سخا ، پادشه جنّ و بشر
وه ، چه جارى به نظر پاكتر از روح بسيط
وه ، چه جارى به صفا ، صافتر از نور بصر
آسمان است تو گويى كه بود رنگ به رنگ
گاه أبيض به نظر آيد و گاهى أخضر
آسمان راست بسى اختر و اين هم به مثل
آسمانى است كه دارد ز چراغان اختر
گاه ساكن به فراز است چو خورشيد به چرخ
گاه گردنده چو ارض است همى بر محور
اندر آن چاه درخشند ، حباب از بلور
يك چو ناهيد و دگر مشترى و تير و قمر
چون شعاعى فتد از عكس هوا زآن به زمين
گويى آميخته و ريخته هر جنس گهر
آمد از بمبئى اين جار چو در ملكت فارس
يافت شيراز زنو زينت و زيب ديگر
آفرين رفت زمردم همه بر آن استاد
كه نموده است چنين صنعتى از دست هنر
بنده « فرصت » زميان جستم و گفتم كاى قوم
آفرين است روا گرچه بر آن صنعت گر
مزارات فرزندان بلا فصل ائمه ( ع ) در عراق ( فارسى ) — صفحة 171
مساهمون: محمد مهدى فقيه بحر العلوم
ص١٧١