شعر گفتن دون مرتبه و مقام او مىنمود . او براى تحصيل معاش همواره به تحريرات شرعيّه اشتغال داشت ، و در خانه مذكور خود بدان كار همّت مىگماشت . « 1 »
مرحوم ميرزا على مشفقى در مقدّمه ديوان استاد مى نويسد :
« يكى از نوابغ علم و ادب در قرن اخير ، فيلسوف بزرگ و دانشمند سترگ ، عالم ربّانى ، ميرزا يحيى مدرّس اصفهانى بود كه زبان از تقرير و قلم از تحرير شرح فضائل او عاجز است . مرحوم مدرّس در كليه علوم ادبيه و فقه و اصول استاد ، و در انواع حكمت از اشراقى و مشائى و رياضى يگانه دوران ، و مخصوصاً در علوم غريبه و فلكيّات متبحرّ و متخصّص بود ، و اطلاعات نجومى خود را گاه گاهى به طور كنايه و استعاره در ضمن اشعار بيان مىفرمود . چنانچه در يكى از مصيبت نامه هاى خود در ذكر شهادت حضرت على اصغر چنين سروده :
سست دينى به كمان كرد زه و سخت كشيد * سعد ذابح « 2 » به بدن طرفه « 3 » صفت جامه دريد
شد به تاراج سر كيوان « 4 » تاج خورشيد * كف به خون كرد خضيب « 5 » از غم و محنت ناهيد « 6 »
هامش
( 1 ) . زندگانى آية الله چهارسوقى ص 165 - 164 . به نقل از مقالات مبسوطه و مقامات معنوى معلم حبيب آبادى .
( 2 ) . سعد ذابح نام ستاره اى است در برج جدى و يكى از منازل قمر مى باشد .
( 3 ) . طرفه نهمين منزل قمر و دو ستاره است يكى در سرطان و ديگرى در اسد .
( 4 ) . كيوان ستاره زحل است .
( 5 ) . كنايه از كف الخضيب كه ستاره اى است در صورت ذات الكرسى و يكى از صور فلكى است كه متقدمين اهل نجوم به آسمان تخيل كرده اند و آن صورت زنى است كه فرزند او را شخص ناشناسى كشته ؛ آن زن روى منبر سه پله قرار گرفته و دست خود را كه به خون فرزند آغشته به سوى عالم بالا دراز كرده ، دادخواهى مىكند . ستاره كف الخضيب بر كف دست آن زن است .
( 6 ) . ناهيد ستاره زهره است .