تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عربى سرايان آذرى زبان ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
يار زيبا رفت با اغيار مىسازد « همام » * خاك در كف ماند و دُر شاهوار رفت
* * *
من به اميد تو از راه دراز آمده‌ام * ناز بگذار دمى چون به نياز آمده‌ام رهروان را به شب تار دليلى بايد * من به بوى خوش آن زلف دراز آمده‌ام پيش از اين هر نفسم بود خيالى و كنون * با تو يك‌رنگ شدم و از همه باز آمده‌ام با دلم سلسله‌ى زلف تو گويد خوش باش * منم آن بند كه ديوانه نواز آمده‌ام تا فراق تو به غارت نبرد جان « همام » * به شفاعت ز در وصل تو باز آمده‌ام
* * *
خانه امروز بهشت است كه رضوان اينجاست * وقت پروردن جان است كه جانان اينجاست نيست ما را سر بستان و رياحين امروز * نرگس مست و گل و سرو خرامان اينجاست