دور ايام را بقايى نيست * نكنى تكيه بر بناى جهان
كه از آن سستتر بنايى نيست * دل به دنيا مده كه آن معشوق
دل نگهدار و دلربايى نيست * مىندانم چه روزگار است اين
كاندر آن با حق آشنايى نيست * خون خوريد اى هنروران كامروز
جز هنر جنس ناروايى نيست « 1 »
منابع
أعيان الشيعة 8 / 266
تذكره شعراى آذربايجان 2 / 467 - 469
داستان دوستان 83 - 85
رجال پارلمانى ايران 723
سخنوران آذربايجان 2 / 564 - 565
علماى معاصر 214 - 218
مشاهير ادب 198 - 199
مشاهير مدفون در حرم رضوي 1 / 123
مفاخر آذربايجان 1 / 260 - 262
هامش
( 1 ) ) طنز روزگار است كه در هيچ يك از ادوار تاريخى اين سرزمين ، هنر خريدارى نداشت .