خود را تغيير داده و درجاى ديگر غير از كابل مستقر شود و كار فرماندهى و رسيدگى به امور غرب كابل را به جمعى از مسئولان و فرماندهان حزب واگذار كند . اما ايشان با اين تصميم به شدت مخالفت مىكند و مىگويد : « من تا آخرين لحظه در كنار مردم غرب كابل خواهم بود . در آخر ، سرنوشتم يا اسارت است يا شهادت » و همينطور هم شد .
پس از آنكه منطقهء غرب كابل در محاصرهء شديد قواى نظامى شوراى نظار و حزب اتحاد عبدالرسول سياف و گروه مهاجم طالبان قرار گرفت ، شهيد مزارى به منظور حفظ موجوديت شيعه ، به ناچار راه مذاكره با طالبان را بر گزيد ، ولى اين گروه عهد شكن و متحجر كه از شهيد مزارى براى مذاكره دعوت به عمل آورده بود ، ايشان و ساير همراهانش را به اسارت گرفتند . وى در روز 22 / 12 / 1373 در محور چهار آسياب به دست نيروهاى طالبان به شهادت رسيد . شهادت او جامعهء هزاره را به شدت تكان داد . طالبان تلاش كرد كه در بشهادت رساندن اين رهبر فرزانه شانه خالى كند و شهادت او را در نتيجهء سانحهء هوايى جلوه دهد . اما نتيجهء كالبد شكافى از رهبر شهيد ، چيز ديگرى را برملا كرد ، پزشكان ادارهء پزشك قانونى شهر مزار شريف اعلام كردند كه شهيد مزارى بر اثر درگيرى در داخل هواپيما به شهادت نرسيده ، بلكه با شكنجه و اسلحهء سرد به شهادت رسيده و پس از گذشت دو ساعت از شهادت ، دو گلوله نيز به پيكر او شليك شده است .
طولانى ترين تشييع در تاريخ معاصر افغانستان به پيكر شهيد مزارى اختصاص دارد ، از غزنى تا بهسود ، تا باميان ، تا يكاولنگ ، صدها كيلومتر ، روى دوش مردم داغدار از روستا به روستا از درياى بهمن و برف ، پياده حمل شد و از آنجا به بلخ انتقال يافت و سرانجام در روز هفتم فروردين سال 1374 پس از برگزارى مراسم وداع رسمى در حضور ميليونها انسان عزادار كه از مناطق شمالى و هزارهجات جمع شده بودند ، به خاك سپرده شد .
سى و پنج عالم ( از عالمان تأثيرگذار افغانستان در سده اخير ) ( فارسى ) — صفحة 301
مساهمون: سيد محمد عارف موسوى نژاد
ص٣٠١