اجل و سررسيد نيز بىمعنا مىشود .
نقد دليل اوّل : عقود از قبيل بيع نسيئه ، قرض ، اجاره و . . . همه داراى اجل و سررسيدند و حال آنكه هيچ يك بيع سلم نيستند . اين دليل سست و بىپايه بودنش بسيار واضح و پيداست .
نقد دليل دوّم : اوّلًا در عقود جايزهاى از قبيل جعاله ، هبه و وكالت نيز جعل سررسيد مىشود و جعل سررسيد تلازمى با دَين ندارد . لذا جعل سررسيد براى استصناع نيز به هيچ وجه بىمعنا نيست ثانياً : على فرض كه بىمعنا باشد شما به چه دليل اين نوع عقد را ملحق به سلم مىكنيد ؟
مراحل استصناع
مرحلهى اوّل : از زمان انعقاد قرارداد تا قبل از شروع به كار ؛
مرحلهى دوّم : از شروع به ساخت تا پايان كار ؛
مرحلهى سوّم : مرحلهى پايان ساخت ؛
مرحلهى چهارم : مرحلهى رؤيت كالا .
صحت ولزوم استصناع
آيا استصناع باطل است يا صحيح و عقد لازم است يا جائز ؟ آنچه از كلمات بزرگان شيعه و قدماى از فقها استفاده مىشود بطلان و جواز است .
شيخ طوسى مىفرمايد : « أنّا اجمعنا على انّه لايجب تسليمها ، و أنّه بالخيار بين التسليم و ردّ الثمن ، و المشترى لا يلزمه قبضه » . « 1 »
ترجمه : « ما اجماع داريم كه واجب نيست تحويل آن ( شيء مستصنع ) و او ( صانع ) مخير است بين تسليم ( شيء مصنوع ) و رد ثمن و مشترى نيزملزم به گرفتن آن ( شيء مصنوع ) نيست » .
هامش
( 1 ) . شيخ طوسى ، الخلاف 3 : 215 .