نظام و ميرزا محمود و آقا سيد مجتبى شكار دراج رفته ، قدرى هم دير آمدند ، معلوم شد كه دراج زياد نبوده است ، يك قطعه دراج ، شجاع نظام زده بود . شكارى « 1 » هم ديده بودند .
شب ، حضرات مسعود نظام و حسن خان و حسين خان مهمان بنده بودند ، تشريف آوردند ، مشغول صحبت بوده تا چهار ساعتى شب ، آنها مراجعت به منزل [ نموده ] خود كردند . ما هم خوابيده ، استراحت كرديم .
امروز كه روز پنج شنبه 28 شوال است ، بايد برويم به منزل قصر ، از سرپل الى قصر شش فرسنگ است . بنه حركت كرده ، دو ساعت از دسته گذشته ، سوار شده به طرف قصر آمديم . شش ساعته به قصر آمديم . بين راه ناهار صرف شد . بين راه شجاع نظام تيهوئى « 2 » با تفنگ دو لوله زدند .
[ ملاقات باحاكم قصر شيرين ]
قصر كه وارد شديم ، درب تلگراف خانه پياده شده ، رفتيم منزل ميرزا آقاى تلگرافچى كرمانشاهى ، آقا سيد جلال قزوينى هم بود ، قدرى صحبت كرديم و اكثر قرنطينه « 3 » هم بودند . قدرى صحبت كرديم ، چاى خورديم . بنه و آدمها همان منزل متداولى افتاده ، ميرزا احمد را خواسته ، تفنگ جكسن را آورد . ميرزا حاجى آقا تفنگ جكسن را طالب شد ، خريد به سى و هفت تومان . شب هم حضرات با شاهزاده ابتهاج السلطان « 4 » [ 22 ] به [ منزل ] بنده دعوت داشته .
عصرهم ، جناب شيرخان صمصام الممالك « 5 » ، حاكم قصر [ شيرين ] به ديدن آمده ملاقات حاصل گرديد . قند و چاى روغن هم تعارف فرستاده بود . قدرى نشسته از حكومت و راه و غيره تعريف كردند ، حضرات برخاسته تشريف بردند .
هامش
( 1 ) . اصل : شكالى
( 2 ) . اصل : تهوئى
( 3 ) . اصل : قرانيه . جايى كه در آن مسافران و عابران را مورد بازرسى قرار ميدهند و از ورودبيماران جلوگيرى به عمل مى آورند . اين كلمه از كارانْتِن فرانسه گرفته شده است . دهخدا ، ذيل واژه
( 4 ) . شاهزاده محمد مهدى ابتهاج السلطان ، رئيس كل اداره ماليه و گمركات قاينات
( 5 ) . شيرمحمدخان از سران ايل سنجابى و در حدود سال 1260 ق ، متولد و به سال 1334 ق ، درگذشت .