ونيز از دار بعضى نواكر و خدمتكار همراهم ، بنده درگاه على نائينى صفاءالسلطنه وزارت امور خارجه ، فرزندى عباسخان ، سررشته دارومنشى نظام ، حسنعلى خان هفت ساله ، محمد ابراهيم بيست و يك ماهه ، خديجه خانم ، عيال مرحوم ميرزا طاهر نظام الواعظين با دخترش سلطنت خانم ، عبدالعلى خان ، ولد فرزندى عباسخان ، هفتماهه با خواهرانش فاطمه خانم و آمنه خانم و زينب خانم ، والده حسنعلى وعبد العلى ، فلان و فلان و فلانه و فلانه . « 1 »
[ حركت به زاويه مقدسه حضرت عبد العظيم ]
از دار الخلافه طهران به عزم زيارت آن آستان آسمان سان حركت نموده يك ساعت از شب چهار شنبه به زاويه مقدسه حضرت عبد العظيم عليه السلام و التعظيم وارد شديم .
وضع زاويه مقدسه در اين سنوات تغيير و تبديلى نيافته بود . چيزى كه امروز ديدم و تازگى داشت زيارت نامه بود كه در سنهء 1297 بهجهت نياز اين درگاه نگار يافته بود و درپايان آن اين اشعار سمت تحرير پذيرفته بهقلم آمد و اين است :
دوبيتى :
خاكى كه چشم اهل نظر را چو توتياست * فرخنده تربتيست كه بهتر زكيمياست
بر آب زندگانى فخر ار كند رواست * كارآمگاه جسم و روان بخش اولياست
قطعه :
به عهد دولت صاحبقران دين پرور * ابو المظفر منصور ناصر الدين شاه
خود اين رواق منور زيمن همت او * بسان بقعهء خورشيد گشت وقبه ماه
پى زيارت نيكان توست بهر ثواب * كمينه بنده درگاه آسمان خرگاه
على منشى نائينى آنكه مىدارد * طمع ز فيض كرامت فزاى اين درگاه
خلاصه از آن تاريخ اين قطعه تقديم بارگاه حضرت عبدالعظيم شد تا امروز كه بيست و سه سال است اين بنده آن را نديده بودم امروز ديدم و بر ديده نهاده ، بوسيدم و ثبت ابيات را به رشته تحرير كشيدم . به جهت آقا سيد حسين زيارت نامه خوان كه پنجاه سال قبل اورا مجرد ديده بودم امروز
هامش
( 1 ) . در متن چنين است .